كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
156
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ به درستى كه بشنيد خدا قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا سخنهاى آنها را كه گفتند إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ به درستى كه خدا درويشست وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ و ما توانگريم چون آيت وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً بر پيغمبر ص فرود آمد جهودان گفتند خدا محتاج است كه از ما قرض مىطلبد حق تعالى اين آيت فرستاد و از روى تهديد گفت سَنَكْتُبُ ما قالُوا زود باشد كه بنويسيم يعنى حفظه را بفرمائيم تا بنويسند آنچه گفتند و فقر را بما و غنا را به خود اسناد كردند وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ ديگر بخواهيم نوشت كشتن اسلاف ايشان پيغمبران را بِغَيْرِ حَقٍّ به ناحق وَ نَقُولُ و ما مىگوئيم ايشان را نزديك مرگ يا بوقت قيام از قبور ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ بچشيد عذاب آتش سوزنده را ذلِكَ اين چنين عذابى شما را بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ بسبب چيزيست كه دستهاى شما پيش فرستاده است ذكر يد براى تحقيق فعل است و اگر نه فاعل ايشانند و افعال ايشان قتل انبياء بوده و عبادت عجل و امثال آن وَ أَنَّ اللَّهَ و ديگر اين عقوبت بسبب آنست كه خدا لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ نيست ستمكار بر بندگان خود پس چون شما مستحق عذابيد از روى عدل شما را معذب مىسازد الَّذِينَ قالُوا ديگر شنيد قول آنان كه گفتند إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا به درستى كه خدا عهد كرده است و پيمان فرستاده بما يعنى ما را امر كرده أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ بهآنكه ما ايمان نياريم و تصديق نه كنيم مر فرستاده را حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تا وقتى كه بيارد براى ما قربانى كه تَأْكُلُهُ النَّارُ بخورد آن را آتش بنى اسرائيل را خوردن قربانى حلال نبوده آن را در وسط بيتى مكشوف السقف نهادندى و پيغمبر آن زمان در ميان آن خانه ايستاده مناجات كردندى و عظماى بنى اسرائيل از خارج بيت سر در پيش انداخته متوجه بودندى تا وقتى كه قربان مقبول شدى و علامت قبول قربان آن بود كه آتش سفيد بىدود به آواز مهيب از آسمان فرود آمده در قربانى پيچيدى و بسوختى پس جهودان مىگفتندى كه در توريت مذكورست كه جز بدان پيغمبر مگرويد كه قربانى بدين وجه بيارد حق سبحانه ايشان را الزام مىكند بدين آيت كه قُلْ قَدْ جاءَكُمْ بگو اى محمد ص تحقيق آمدند بشما رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي فرستادگان پيش از ظهور من بِالْبَيِّناتِ به معجزهاى روشن چون عيسى ع وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ و ديگر آمده بودند بدين نيز كه شما گفتيد يعنى قربانى بر وجهى كه مدعاى شماست چون زكريا ع و يحيى ع فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ پس چرا كشتيد ايشان را يعنى زكريا ع را كه صاحب مذبوح بود كه در سر او ارّه كشيد و پسر او يحيى ع را إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد شما راستگويان كه متابعت پيغمبر صاحب قربانى مىبايد كرد .